![]() |
![]() |
|
|
HACKED BY: 0631 |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 تیر1386ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط |
|
|
اگر خدا حافظي در راه است
سلام نکن
اگر کليد قلبي رو نداري
قفلش نکن
اگردستي را گرفتي
رهايش نکن
اگر دفتري را بستي
بازش نکن
اگر قلبي را شکستي
نازش نکن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 تیر1386ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط |
|
|
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم،تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي چگونه !؟ فراموشت کنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط |
|
|
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟"
استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟" و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم " استاد گفت: "عشق يعنی همين!" شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟" استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!" شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين!!" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 تیر1386ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط |
|
![]() کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه...... کاشکي که بارون بزنه به سقف و ايوون بزنه کاشکي دلم پر بگيره شادي رو از سر بگيره کاش دوباره بارون بياد رو تن ياس و نسترن کاشکي بوي خدا بياد تو کوچه و تو باغ من ......................... کاش دوباره بارون بياد اشک خدا رو ببوسم! تا که دلم جون بگيره از غم دنيا.... نپوسم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط |
|
|
اینقدر دلم از این دنیای تکراری گرفته که دوست دارم یجا وایسم باصدای بلند داد بزنم و گریه کنم ولی چون میدونم خدا به من توجهی نداره این کار رو نمیکنم چون فقط خودم رو داقون میکنم منم همه ی قصه هامو تو خودم میریزم و با خودم به گور میبرم اخه چرا خدا با من این کاررو میکنی بهم بگو اگر داری منو امتحان میکنی من دیگه طاقت هیچ امتحانی رو ندارم چون دیگه بریدم ودارم کمکم نابود میشم خدا کمکم کن تا ازاد باشم و راهت زندگی کنم . دیگه از هرچی امتحانه خسته شدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط |
|
|
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران
مي كوشند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط |
|
|
عشق من هایده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط |
|
|
باوفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد اين پرپر شدن از گل نيست
از طبيعت است اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 خرداد1386ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط |
|
|
این عکس از یک ماه پیشه منه رخ بده
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 خرداد1386ساعت 3:12 قبل از ظهر توسط |
|
|
سلام این چهره اصلی منه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 خرداد1386ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط |
|
|
۰۰:۰۳
۰۰:۰۲
۰۰:۰۱
۰۰:۰۰ )))))بمب((((( *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* قلبم از دوری دوریت ترکید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 8:51 بعد از ظهر توسط |
|
|
چه قدرسخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز جز سلام نتوني بهش بگي چه قدر سخته وقتي پشتـت بهشه دونه هاي اشک صورتت رو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط |
|
|
نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم .
بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را
تغيير دهم . بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را
تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم .
اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير
داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! » ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ* یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق به هر بی سرو پایی نکنیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط |
|
|
لحظه ای فرا می رسد که چشم بر گذر لحظه ها بدوزیم و با مردن هر ثانیه قصه مرگ خویش را باور کنیم لحظه ای فرا می رسد که با ریزش قطرات اشک فرو ریختن خویش را
نظاره گر باشیم
لحظه ای را که در آن هستیم هرگز نخواهیم داشت و اشکی را که ریختیم دیگر بار بر نخواهیم تافت دیر نیست زمانی را که اشکهامان که اکنون از سر شوق است از سر
حسرت باشد دوستم بدار شاید که فردایی نباشد...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط |
|
|
زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه حضرت عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا ********************************************************************* نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..♥.. چون دنيا يه روز تموم
ميشه. .♥.. نميخوام بگم که مثل گلي. .♥.. چون گل هم يه روز
پژمرده ميشه. ♥.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر
ستاره اس. ♥.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. ♥. نميخوام بگم
که مثل اب پاک و زلالي. ♥.. چون اب که هميشه پاک نميمونه.. ♥.
نميخوام بگم که دوستت دارم. .♥.. چون منکه اصلا دوستت ندارم.
.♥.. بلکه من عاشقتم تقديم به تنها ترينم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 2:48 بعد از ظهر توسط |
|
|
مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب
گفت : چون من دروغم و تو حقیقت ***************************************** ميدوني فرق تو با روز چيه؟ روز بايد 30 تاش رو جمع کني تا 1 ماه بشه اما تو همين جوري ماهي!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط |
|
|
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
تقدیم به فرامرز عزیزم که با وجودش جون میگیرم خیلی میخوامت گلم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 2:31 قبل از ظهر توسط |
|
|
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط |
|
|
عشق نه بزرگ است نه كوچك ،
عشق فقط عشق است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 1:44 قبل از ظهر توسط |
|
|
عاشقی یک مرض است و عاشق بیمار است
عاشقی هیچ درمانی ندارد ولی وای به زمانی که عاشق به عشق خود نرسد
واین بیماری روز به روز بدو بدتر میشود وحتی عاشق در این راه هاضر به مرگ
هم میشود. ولی ای خدا از تو که بزرگی و بی همتا هستی و این همه عاشق
داری یه خواهش دارم که هیچ زمانی این کار رو با هیج عاشقی نکنی چون
عاشقی یک بیماری لاعلاجه فقط همین این درد دل منه عاشق نیست بلکه
درد همهی عاشقاست.
به امید روز که هیچ عاشقی بدون معشوقش نباشد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 1:42 قبل از ظهر توسط |
|
|
خدا جون میخوام یه چیزی رو بهت بگم میخوام خوب گوش کنی**::
خدایا شکستن دل عاشق هنر نیست بلکه اون رو به عشق رسوندن هنره.
پس تورو به خودت قسم میدم دل هیچ عاشقی رو نشکن وفقط و فقط یار اونا باش
هرکس با خواسته ی من موافقه به بگه البته اگر عاشق باشین با هام موافقین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 2:24 قبل از ظهر توسط |
|
|
میدونی چیه م.م.من میخام یه چیزیرو بهت بگم ولی نمیدونم چطوری بهت بگم اگر تونستی برف رو سیاه کنی آتیشو بوس کنی و زیر آب دریا نفس عمیق بکشی منم میتونم فراموشت کنم ولی چون میدونم نمیتونی میخوام با صدای بلند بگم که همهی دنیا بدونن که به آسمون وزمین قسم نا آخر عمرم دوستت دارم حتی تا پای مرگ تقدیم به بهار زندگیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:59 قبل از ظهر توسط |
|
|
زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يک
بار است اما جدايي بسيار است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:41 قبل از ظهر توسط |
|
|
تقدیم به گلم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 4:3 قبل از ظهر توسط |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 3:59 قبل از ظهر توسط |
|
|||
|
عشق از سه حرف تشکیل شده: ع: علاقه ش:شدیده ق:قلبی معنیش شده حلا حرکی میگه درسته بگه منو خوشحال کنه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 3:54 قبل از ظهر توسط |
|
|
***
دنيا را بد ساخته اند ...
کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ...
کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ...
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ...
به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ...
و اين رنج است ...
(دکتر علي شريعتي)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 3:34 قبل از ظهر توسط |
|
|
عشق را با هيچ تصويري نميتوان نشان داد ...ولي همه تصويري از عشق در ذهن خود دارند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 3:32 قبل از ظهر توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من احمد 18 ساله از 0631
سلام به اونی که داره این وبلاگ رو میبینه اگر عاشقی امیدوترم به عشقت برسی |
| نوشته های پیشین |
|
86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 |
|
RSS
|